تبليغاتX
پرنده مهاجر
با تو شاید بی تو هرگز
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:28  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:28  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:27  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:27  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:26  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:25  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:24  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:24  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:23  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:23  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:22  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:22  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:22  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:21  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:20  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 20:19  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 21:1  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 16:35  توسط صادق محمودی   | 

گل آبی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 16:32  توسط صادق محمودی   | 

اگر به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار

به گریه های زارو زار سپردمت به روزگار

این از خودم گذشتنو پای خاطر خواهیم بزار

می خوای واست همین وسط داد بزنم

پیش همه خلق خدا زار بزنم

گریه کنون سر توی دیوار بزنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 16:11  توسط صادق محمودی   | 

همه دارو ندار و سرنوشتم تو شدی

مشق عاشق شدن و هر چی سرشتم تو شدی

ما به هم قولی دادیم که قلبامون جدا نشه

از تو دل نمی کنم هر چی می شه بزار بشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 16:5  توسط صادق محمودی   | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 10:14  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 10:7  توسط صادق محمودی   | 

تقريبا تمام دختران و پسراني (البته بيشتر دختران!) كه از زادگاه‌شان فاصله مي‌گيرند، تلاش مي‌كنند به هر نحوي كه شده از شر لهجه‌شان هم خلاص بشوند. اين عجيب‌ترين و در عين حال واضح‌ترين اشتباهي است كه آنها با اميد ايجاد روابط جديد و يا نمايش چهره‌اي مقبول مرتكب مي‌شوند.
حذف لهجه به اين دليل است كه آنها لهجه‌شان را با دید خود ارزیابی مي‌كنند و نه از نگاه ميليون‌ها آدمي كه اين لهجه برايشان تازگي دارد.
توصيه‌ام اين است: اگر طرف رابطه‌ شما همشهري‌تان نيست، لهجه‌ خود را به عنوان يكي از جذابيت‌هاي شاخص وجودتان حفظ كنيد! لهجه براي طرف رابطه شما (اگر به اندازه يك جوجه خروس شعور داشته باشد) بسيار پسنيده‌تر و جذاب‌تر از چشم‌هاي شهلايي است كه احتمالا نداريد و يا بيني و لب و هيكل و موي زيبايي كه آن را هم ايضا...
لهجه به شما امتيازي را مي‌دهد كه كه بسياري از طرف‌هاي رابطه (چه مرد و چه زن) به دنبالش هستند اما دقيقا نمي‌دانند چيست و آن ملاحت است! و تازه وقتي به آن مي‌رسند كشفش مي‌كنند. اين ملاحت را مي‌توانيم ترجمه كنيم: نمكين، خوشمزه و تودل‌برو!
كدام دختر يا پسر بي‌لهجه تهراني است كه چنين حسن بزرگي داشته باشد؟ آنها (در واقع ما) اگر خيلي خوش‌شانس باشند يك چال زنخدان روي گونه دارند كه اگر وارد باشند طوري بخندند كه ملاحت‌شان به چشم بيايد تازه هنر كرده‌اند. و "عجيبي" كه گفتم اينجاست: چطور كساني كه به طور طبيعي ملاحت شگرف لهجه شيرين را دارند از آن استفاده نمي‌برند و به راحتي آن را مچاله شده مي‌چپانند داخل صندوق؟!
 از ميان همه لهجه‌ها، شخصا لهجه‌هاي شيرازي، اصفهاني، يزدي، آباداني و تبريزي را مي‌پسندم. باقي لهجه‌ها هم مسلما ملاحت خاص خودشان را دارند كه بنا به سليقه شدت و ضعف دارند*.
درباره استفاده از لهجه هم ذكر اين نكته بي‌ضرر است: نمي‌گويم طوري حرف بزنيد كه طرفتان تصور كنند همين حالا چمدانتان را بسته‌ايد و از پشت كوه آمده‌ايد! نه... تنها ته‌مايه و گوشه و آوا و اهنگي كافي است تا حُسن‌تان به اتفاق ملاحت اگر چه جهان نگيرد، لااقل يكي از نفوس جهان را گرفتار كند!
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 9:55  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 3:5  توسط صادق محمودی   | 

مش حسن و هري پاتر
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 2:48  توسط صادق محمودی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 1:32  توسط صادق محمودی   |